پروانه ها همه در پیله مرده اند

مجموعه اشعار مهوش قیاسی نیک

 یک پنجره وا شد و نسیم آمد تو

یک حس پر از امید و بیم آمد تو
 
بر پرده تلنگری زد و رفت کنار
با عشق به او گفت بریم، آمد تو
 
مهوش قیاسی نیک

نوشته شده در
ساعت توسط مهوش قیاسی نیک| ارسال نظر(0) |

 


 

 

کلام تازه می خواهم دگر کافی ست این تکرار

دلم خسته شده دیگر برای چیست این تکرار؟

 

 

تمام روزها یکسان؛ هوا و باد همبازی

همه از نسل یک آدم، خدایی نیست این تکرار؟

 

 

هوا آبی که نه، دودی، نفس پولی به این زودی

نم باران پر از دوده که خود خواهی ست این تکرار

 

نه ذوقی دارد این آدم  برای عشق بازی ها

و عاشق بودن و مستی دگر عادی ست این تکرار

 

 

هوا و باد تکراری، کلام عشق تکراری

گمانم دست بازیگر همه بازی ست این تکرار



اردیبهشت 91


نوشته شده در
ساعت توسط مهوش قیاسی نیک| ارسال نظر(1) |

 

 

 

پرواز کن و به آشیانه برگرد

با ما بنشین به این ترانه برگرد

 

هر روز به انتظار تو می مانم

رو دست بزن، بیا شبانه برگرد

 

اردیبهشت 91

 


نوشته شده در
ساعت توسط مهوش قیاسی نیک| ارسال نظر(0) |

 

 

 

پرواز کن از بدن؛  که بسیارت باد

بالا بنشین؛  که آسمان یارت باد

 

اینجا به چه کاری آید این آمد و شد؟

بالا که روی دو صد چنین کارت باد.

 

اردیبهشت 91


نوشته شده در
ساعت توسط مهوش قیاسی نیک| ارسال نظر(0) |

 

 

 

 

این طاق فلک به تار مویی بند است

این آب رو هم به آبرویی بند است

 

دریا که ز رود آب خود می طلبد

بیچاره فقط رود به جویی بند است!

 

اردیبهشت 91

 

 


نوشته شده در
ساعت توسط مهوش قیاسی نیک| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
https://bad-box.tk