پروانه ها همه در پیله مرده اند

مجموعه اشعار مهوش قیاسی نیک

«ری، آب منگل، آبان»

 

 

یک زن

مادر مردی تناور است

که به‌سر کرده چادرش

با دست‌های پر از حسرت و امید

از خانه‌ای گِلی

به خیابان ری رسید

 

اینجا 

گذر آب منگل است

که پاشیده بر دم در خواب خیس خود 

تا مردی از تبار پدر سوخته‌های شهر

بیاورد از گوشه‌ی اتاق

یک دشنه‌ای که به جانش فرو کند!

 

در پشت کوچه‌ی رخشویخانه هم

افتاده لاشه ی تقویم  سال بعد

چسبیده بر سر آبان سال قبل

شاید زمان 

برای همه‌ی شهر و مردمش

ایستاده است

این سرعت گذر ماه‌های سال

در گوش خسته‌ی آبان سال پیش

هرگز نمی‌رود

 

یکسال و اندی است

که تقویم زندگی

اردیبهشت و آذر و اسفند رفته را

در برگ‌های ورق خورده‌ی خودش

آبان 

نوشته است!


نوشته شده در چهارشنبه 04 فروردین 1400
ساعت 14:19 توسط مهوش قیاسی نیک| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
https://bad-box.tk